فهرست برترین برندهای جهان در شبکه اجتماعی اینستاگرام – آگوست ۲۰۱۷

در زیر پرطرفدارترین برندهای جهان Brand را در اینستاگرام Instagram بررسی می‌کنیم که با توجه به جمعیت بیش از ۷۰۰ میلیون نفری این پلتفرم آنلاین بسیار جالب توجه است.

نشنال جئوگرافیک National Geographic Society در اینستاگرام بیش از ۸۰ میلیون فالوور دارد یعنی بطور میانگین از هر ۹ نفر یکی از آنها Natgeo را دنبال می‌کند.

برترین برند پوشاک ورزشی در اینستاگرام برند نایک Nike است که رتبه دوم را در این شبکه اجتماعی به خود اختصاص داده است. اما برند ویکتوریا سیکرت Victoria Secret با ۵۶ میلیون فالوور در جایگاه سوم این فهرست قرار گرفته است.
در خصوص طرفداران ورزشی می‌توان به صفحه باشگاه رئال مادرید Real Madrid و بارسلونا Barcelona اشاره کرد که فاصله بسیار کمی از همدیگر قرار دارند ولی با توجه به جایگاه چهارم Real Madrid در بین پرطرفداران اینستاگرام، می‌توان گفت که این برند بیشترین درصد تعامل بین فالوورها در بین برندهای برتر در اینستاگرام را دارد.

مسلماً برخورداری از تعداد بالای طرفدار یا فالوور در اینستاگرام یکی از عوامل بررسی محبوبیت یک برند در بین مخاطبین است. این روزها شبکه اجتماعی اینستاگرام یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی برای فعالیت برندها و طرفداران آنها است.

نکاتی در مورد مدیریت برند در شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی ابزاری بسیار قدرتمند هستند. رسانه‌های اجتماعی به همۀ افراد حقیقی و حقوقی ابزاری همچون قلم، دوربین و میکروفونی قدرتمند می‌دهند تا بتوانند صدای خود را به دیگران برسانند، اما اگر برندها از این ابزار به‌خوبی استفاده نکنند، مطمئناً صدمه خواهند خورد.

بسیاری از برندها هیچ برنامۀ مدونی برای توسعه، مدیریت و نگهداری کانال‌های شبکه‌های اجتماعی خود ندارند و آن را دست‌کم می‌گیرند. حتی برندهایی که برنامه بازاریابی و برنامه تجاری بلندمدت دارند، برنامۀ شفاف و هدف‌داری برای حضور در شبکه‌های اجتماعی برای خود در نظر نگرفته‌اند.

اگر شما صاحب برند یا کسب‌و‌کار باشید، وقت آن شده است که به چند نکته مهم در مورد رسانه‌های اجتماعی دقت کنید:

توسعه استراتژی Strategy Development
اولین نکته این است که باید بدانید در شبکه‌های اجتماعی به دنبال چه چیزی می‌گردید.
به دنبال یافتن پاسخ کدام سوال هستید؟
آیا می‌خواهید برند خود را بیشتر مطرح کنید؟
آیا به دنبال تعامل بیشتر با مشتریان هستید؟
به دنبال ارائه خدمات بیشتر به مشتری هستید و یا به دنبال ایجاد نقاط ارتباط بیشتر با مخاطبین می‌گردید؟
شاید به دنبال ایجاد کانال ارتباطی جدید برای تعامل بیشتر برندتان هستید!
به نظرتان شبکه‌‎های اجتماعی می‌تواند نقش یک کانال ارتباطی را بازی کنند یا تنها جایی برای گفتمان بیشتر با مخاطبین است!

پاسخ به این سوالات به شما کمک می‌کند تا اهداف روشنی برای برند خود تعریف کنید و استراتژی‌تان را در حوزه رسانه‌های اجتماعی گسترش دهید.

مدیریت فرآیند Process Management
یک پست در بلاگ گذاشتن یا چند توئیت در یک روز ارسال کردن، یک فرآیند به حساب نمی‌آید.
ساختن و مشخص کردن حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی بسیار مهم است. بیائید اینگونه به ماجرا نگاه کنیم. لازم نیست در تمامی شبکه‌های اجتماعی فعال شوید و همه را با هم داشته باشید، چرا که مدیریت آن برای شما بسیار سخت خواهد بود. پس گام به گام شروع کنید.
با ساخت یک حساب کاربری در شبکه اجتماعی فیسبوک، لینکداین و توئیتر آغاز کنید.
هنگامی که توانایی لازم را ندارید سراغ بقیۀ شبکه ‌های اجتماعی نروید. هرگاه فرد یا گروهی را به صورت اختصاصی برای مدیریت و بروزرسانی محتوا داشتید، به سراغ آنها بروید، برنامه زمان‌بندی شده برای آنها تعریف کرده و روزهایی که باید مطلب جدید منتشر کنند را روی تقویم علامت‌گذاری کنید.
فراموش نکنید، شبکه‌های اجتماعی جادۀ یک‌طرفه نیستند، مطمئن شوید که در کوتاه‌ترین زمان ممکن پاسخ مخاطبین برندتان در شبکه‌های اجتماعی مختلف داده شده، به شکایات آنها رسیدگی شده و از آنها به‌خاطر مشارکت‌شان قدردانی می‌شود.

شاخص موفقیت Success Criteria
ابزار زیادی برای اندازه‌گیری موفقیت بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد و بسیاری از آنها رایگان هستند. اندازه‌گیری اثربخشی بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی ، شاخص‌هایی از میزان رضایت‌بخشی و موفقیت استراتژی‌تان در رسانه ‌های اجتماعی را نشان می‌دهد.

آیا کسی روی لینک‌های توئیت شما کلیک کرده است؟
آیا کسی آن را ری توئیت کرده است؟
آیا کسی از آن طریق به وب سایت شما مراجعه کرده است؟

ابزاری همانند Bitly ، Topsy و گوگل آنالیتکیز Google Analytics می‌توانند به شما اطلاعات بسیار ارزشمندی ارائه دهند تا ببینید کدام کانال شما در رسانه‌های اجتماعی موفق‌تر بوده‌اند یا مطالب بلاگ شما چقدر توئیت شده و اینکه مناسب‌ترین زمان برای انتشار مطلب در شبکه‌های اجتماعی کدام است؟

سعی کنید برای دنبال کردن و مانیتور کردن وضعیت مطالب‌تان در شبکه‌های اجتماعی و میزان موفقیت برنامه بازاریابی اجتماعی خود، از آدرس یکتا و مشخصی URL استفاده کنید تا بتوانید به آسانی نتایج آنها را درک کنید.
باید ببیند از کدام توئیت شما بیشتر کلیک شده است؟ کدام مطلب بیشتر به بلاگ‌‌تان منتقل شده؟ و مواردی از این قبیل را با دقت مانیتور کنید. از این طریق می‌توانید حاصل انتشار مطالب‌تان در شبکه‌های اجتماعی را دنبال کنید.

برندهایی که موفق هستند حتماً یک استراتژی شفاف در حوزه شبکه‌های اجتماعی دارند. پس شما هم فراموش نکنید که تنها به چند توئیت و پست در بلاگ بسنده نکنید، بلکه سعی کنید یک استراتژی روشن تبیین کنید، شاخص‌های عملیاتی و فرآیندها را تعریف کنید و وضعیت برند خود را در رسانه‌های اجتماعی دنبال کنید.

کمپین مک دونالدز : بجای پرداخت نقدی، عشق بورزید!

مک دونالدز در سال‌های اخیر ساختار کمپین‌های بازاریابی خود را تغییر داده و این دگرش باعث بالا رفتن میزان اثربخشی کمپین مک دونالدز در حوزه بازاریابی شده است.

در سال گذشته مک‌دونالدز کمپین اصلی خود با نام “من عشق می‌ورزم” را با چند زیر کمپین شروع کرد و در سال ۲۰۱۴ هم نمونه‌هایی از آن را شاهد بودیم، برای مثال کمپین مک دونالدز با نام سنگ، کاغذ و قیچی .

حال با نزدیک شدن به زمان برگزاری مسابقات لیگ فوتبال آمریکایی یا سوپربول ۲۰۱۵ Super Bowl و در راستای ادامه کمپین مک دونالدز، در فروشگاه‌های منتخب این رستوران کمپینی با نام ” با عشق ورزیدن بپردازید Pay with Lovin ” از تاریخ ۲ تا ۱۴ فوریه اجرایی خواهد شد.
mcdonalds-2
در این کمپین از مشتریانی که سفارش سیب‌زمینی سرخ کرده می‌دهند، به‌صورت اتفاقی خواسته می‌شود تا با مادرشان تماس بگیرند و بگویند که دوستش دارند، فرزند یا خانواده خود را در آغوش بگیرند… و به دیگران عشق بورزند.
افرادی که این‌کار را انجام می‌دهند، هزینه‌ای بابت سفارش خود پرداخت نخواهند کرد.

مروری بر رشد صنعت برندسازی در چین – بخش دوم

در این مقاله با اشاره به چند مورد از مشاهدات وضعیت صنعت برندسازی در چین، به بررسی رشد برندینگ در سال‌های اخیر در چین می‌پردازیم؛

۲۰۰۸-۲۰۱۲: برندها در سطح محصول خلاق‌تر می‌شوند. جاه‌طلبی برندهای چینی بیشتر می‌شود، شروع به تقویت برندهایشان می‌کنند، امّا فقط برای پروژه‌ها و موقعیت‌های جدید و نه در هسته کسب‌وکارشان.

این دوره، یک نقطه عطف در مسیر توسعه چین است. چین دیگر در سایه نیست و در حال حاضر از موقعیتش به‌عنوان یک ابرقدرت در حال رشد، سود می‌برد. المپیک پکن، یک پلتفرم برای برندینگ ایجاد کرده است؛ در طول بازی‌های المپیک، کمپین‌های برندینگ باورنکردنی از سوی Nike و Adidass جایگاه این دو برند را در بازار چین مستحکم می‌کنند. این سطح از کمپین‌های برندینگ نه‌تنها در تاریخ چین بلکه در کل دنیا بی‌سابقه بود. (شاید فقط کمپین‌های تبلیغاتی Apple در ۱۹۸۴، با این رویدادها قابل قیاس باشد)
با توجه به لطمات بحران اقتصادی به کشورهای توسعه‌یافته، چین به‌عنوان امید دنیا برای ادامه رشد اقتصاد جهانی مطرح می‌شود. مسافران چینی، بازار داخلی چین، رشد و توسعه تولید در چین و نیاز چین به مواد اولیه تسکینی است برای بحران ناشی از کاهش و حذف تقاضای اکثر مناطق دیگر.
Map of China
بحران جهانی اقتصاد، جرقه‌ای برای مشتعل ساختن روند تکامل برندینگ در چین است. اکنون، کمپانی‌های چینی احساس می‌کنند که سرنوشتشان دیگر فقط کپی کردن مدل‌های موفق نیست، بلکه باید ابتکار عمل را خود به دست بگیرند، نوآوری کنند و مرزها را درنوردند. برندهای اینترنتی، اولین برندهایی بودند که با این طرز تفکر جدید، سرمایه‌گذاری کردند. حالا دیگر OEM ها روش مناسبی برای رشد پایدار نیستند و در عوض برندها به سمت بازار مصرفی چین حرکت می‌کنند. در ابتدا، همه‌چیز مثل سابق به نظر می‌رسید، امّا برندهای FMCG به یک دیوار نامرئی برخوردند؛ آن‌ها دیگر به‌صورت اتوماتیک رشد نمی‌کردند و انبارها مملو از اجناس فروش نرفته شدند. این امر باعث قویی‌تر شدن نیاز به توسعه برندهایی شد که بتوانند در این موقعیت سخت، بقا داشته باشند.
شرکت‌های چینی تازه متوجه اهمیت برند شده بودند که گاهی به رقابت‌های شدیدی بر سر تصاحب حقوق مالکیت معنوی علائم تجاری می‌انجامید؛ نظیر اتفاقی که برای نشان تجاری WangLaoJi افتاد.
growth_branding_china_2
با رقابتی‌تر شدن بازار چین در تمام صنایع، تقاضای محصولات خلاقانه افزایش یافت و این تنها شامل تلاش برای واردکردن یک محصول و مفهوم موجود به چین نمی‌شد، بلکه بیشتر شامل وفق دادن آن جهت مطابقت بیشتر با ذائقه چینی‌ها می‌شد. این اتفاق در سطح محصول بیشتر از سطح برند نمود داشت. بیشتر شرکت‌ها به دنبال نوآوری در شخصیت محصول جهت تولید انواع بومی‌شده آن‌ها بودند، امّا هنوز انقلابی در برنامه‌های برند سازی در چین رخ نداده بود. بسیاری از پروژه‌های شرکت مشاوره برندینگ Labbrand در چین، این روند را نشان می‌دهند؛ در این شرکت پروژه‌های بسیاری بر روی توسعه موقعیت‌یابی محصول در قالب طعم مناسب برای محصولات لبنی، رستوران‌های خدمات سریع، آبمیوه و نظایر آن تعریف‌شده است. همچنین برند لوکس Shangxia به‌عنوان زیرمجموعه گروه Hermes با DNA چینی شروع به کار می‌کند که صنایع‌دستی و طراحی‌های سنتی چینی را با محصولاتش ازجمله انواع لباس و لوازم تزئینی تلفیق کرده است که یک حرکت بسیار بلند پروازانه و تحسین‌برانگیز است.
فضای تکنولوژی دیجیتال بسیار نوآورانه شده است و نقش بسیار مهم‌تری از بسیاری از کشورهای غربی یافته است، که به توسعه خدمات بهتر و افزایش سطح توقعات انجامیده است.

به‌طور خلاصه، این نقطه عطف تاریخی، دوباره بحث تمایز برندها و ارتباط آن‌ها با ذائقه مصرف‌کنندگان را در کانون توجه قرار داد. دیگر مثل سابق به دنبال شهرت و جریان اصلی بودن مطرح نیست، بلکه ایجاد تمایز و لذت و شگفت‌آور بودن برای مصرف‌کننده مدنظر است. دوره حاضر یک عصر رقابتی است ولی این فقط آغاز راه است.

مروری بر رشد صنعت برندسازی در چین – بخش اول

در این مقاله با اشاره به چند مورد از مشاهدات وضعیت صنعت برندسازی در چین، به بررسی رشد برندینگ در سال‌های اخیر در چین می‌پردازیم؛ بدین منظور شرایط را در سه دوره زمانی موردبررسی قرار داده‌ایم:

۲۰۰۵-۲۰۰۸: مرحله عمل‌گرایانه و بازرگانی با نوآوری کم. در این دوره آگاهی از برند و اعتبار برند، تعیین‌کننده‌اند.
به علت اقتصاد سریعاً در حال رشد چین، کمپانی‌های داخلی فقط به تداوم رشد در بازارهای داخلی‌اند. در این برهه برندها، صرفاً معرف هستند و نیازی به روابط عمیق‌تر با مصرف‌کنندگان ندارند و جامعه به‌سرعت در حال رشد است. رفتار مصرف‌کنندگان بسیار آشفته است و تجربه چندانی در تعامل با برندها ندارند. هیچ وفاداری به برندی مطرح نیست. تنها چیز مهم، انحصاری کردن فضای رقابت تبلیغات و خرده‌فروشی است. این مرحله، دوره کاملاً سنتی برندینگ است که نقش اصلی بر عهده تبلیغات تلویزیونی و مجلات است و هنوز متأثر از انقلاب دیجیتال که در راه است، نشده است.

برندهای خارجی، در این دوره از نام خودشان استفاده می‌کردند و حتی به چینی هم ترجمه نشده بودند و به‌ندرت حتی به چینی نوشته می‌شدند. اکثر مدیران عامل، مدیران عمومی و مدیران برندینگ و بازاریابی حتی اعتقادی به هویت محلی نداشتند. «خارجی بودن» معادل کیفیت اعلا و یک طبقه خاص در بازار شده بود. در این برهه از زمان مصرف‌کننده چینی فقط در حال تجربه کردن محصولات است و برندهای برنده این موقعیت آن‌هایی هستند که فقط خودشان را به مصرف‌کنندگان معرفی کنند و بحث مربوط به ایجاد تمایز و نظایر آن بسیار زود و غیرضروری است.

در این دوره برندهای بسیار کمی از میان برندهای FMCG (محصولات مصرفی بسته‌بندی‌شده پرمصرف) را می‌بینیم که در چین به نوآوری دست‌زده‌اند؛ چای لاغری Lipton برای خانم‌ها ازجمله این موارد است.
growth_branding_china_1
اکثر برندهای چینی تولیدکننده، قسمتی از تولیداتشان را برای استفاده توسط برندهای بازارهای دیگر و قسمتی را نیز به‌عنوان محصولات مصرفی در بازار چین تولید می‌کردند. آن‌ها با توجه به فروش محصولاتشان که اکثراً به‌صورت عمده‌فروشی به بازارهای بزرگ چین انجام می‌شد، هیچ فشاری بر روی برند محصولات مصرفی خود، احساس نمی‌کردند. در این دوره، شاهد ظهور برندهای قدرتمند محصولات مصرفی بسته‌بندی‌شده پرمصرف، نظیر wahaha، تقویت برندهای محلی خودروسازی و توسعه برندهای لوازم ورزشی نظیر Li-Ning هستیم که سودای فتح بازارهای جهانی را دارند.
image001
اکثر این برندها، به‌صورت بسیار متمرکز اداره می‌شدند و تشکیلات اداری نارسایی داشتند. رشد سریعی داشتند و کمال استفاده را از شرایط بازار داخلی می‌بردند، ولی فرآیند گرا و پایدار نبودند. البته بعضی از آنها، رویکرد اصلیشان نوآوری و توسعه محصولات و ایده‌های جدید بود؛ مثل wahaha. این از اولین نشانه‌های نوآوری در کالاهای مصرفی چینی بود.

شهرهای تراز اول چین به‌سرعت در حال رشد هستند؛ پکن به‌سرعت آماده بازی‌های المپیک می‌شود، شانگهای مثل یک آهنربا نظر تمام رسانه‌ها را معطوف رشد خودش کرده، گوانگژو و شنژن به علت نقش‌شان به‌عنوان ستون فقرات مناطق مهم صنعتی و اقتصادی دلتای رودخانه مروارید در سطح بین‌المللی شناخته می‌شوند. شنژن یک شهر تازه تأسیس برای جذب استعدادها از سراسر چین است. در همه این شهرها سبک زندگی جدیدی جریان می‌یابد که تلفیقی از تأثیرات غربی (از آمریکا و اروپا) و شرقی (تایوان، ژاپن و کره) است. هالیوود از طریق فروشگاه‌های DVD وارد چین شده است، چینی‌ها مجذوب سریال‌های کره‌ای شده‌اند. کافی‌شاپ‌ها و قنادی‌های زنجیرهای موفق در حال ظهورند.

با توسعه شهرنشینی، قیمت املاک و مستغلات و تقاضا برای ساخت‌وسازهای جدید به‌سرعت افزایش می‌یابد. شرکت‌های ساخت‌وساز در رشد، رکوردهای جدیدی ثبت می‌کنند و در کنار شرکت‌های B2B چینی به بزرگ‌ترین بازار جهان تبدیل می‌شوند. در چین به‌تدریج نیاز به نوآوری در بعضی از صنایع احساس می‌شود.

مروری بر رشد صنعت برندسازی در چین – بخش سوم

۲۰۱۲-۲۰۱۵: تقویت ارتباط و تمایز برند، اولین سرمایه‌گذاری‌ها بر روی تصویر و هویت برند.

بعد از المپیک، پکن به توسعه خود ادامه داد ولی ادامه این توسعه نزدیک‌تر به ارزش‌های سنتی چینی بود، امّا شانگهای شهری است که بیش‌تر جنبه بین‌المللی دارد. پس از Expo 2010، شانگهای بیش‌تر به عنوان مقصدی برای شرکت چند ملیتی مورد توجه قرار می‌گیرد و مرکز منطقه‌ای بسیاری از شرکت‌ها می‌شود. شانگهای بیش‌تر تحت تأثیرات خارجی است و تغییرات فوق‌العاده‌ای در این شهر طی این سال‌ها رخ داده است.

شانگهای هم‌اکنون ۲۵۶ شعبه Starbucks دارد که سومین شهر جهان از حیث تعداد شعبات این شرکت است، در حالی که پکن تنها ۱۳۷ شعبه را در خود جای داده است. البته فقط این نیست، بلکه تنوع بی‌نظیری از انواع روغن‌ها و محصولات خوراکی بسته بندی شده در سوپرمارکت‌های بزرگی نظیر Ole که همچون قارچ در شهر در حال رشد هستند، یافت می‌شود. گوانگژو و شنژن دنباله‌رو توسعه شانگهای هستند و چنگدو نیز روند مدرنیزاسیون عمیق خود را آغاز کرده است. شانگهای مکان جالبی برای تصویر و طرح‌ریزی آینده چنین است؛ محلی مناسب برای تحقیقات توسعه بازار مکانی که تمام گرایش‌ها و تمایلات موجود در دنیا در آن دیده می‌شود. مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز سلایق مختلف و تنوع بی‌نظیر و فزاینده مصرف‌کنندگان. شکاف بین مصرف‌کنندگان جوان و میان‌سال روز به روز بزرگتر و بزرگتر می‌شود و بخش‌بندی عمیقی در حال وقوع است.
growth_branding_china_31
همزمان با این وقایع، ما شاهد نخستین برندهای چینی هستیم از نمودهای آن موفقیت عظیم و فزاینده برندهای چینی موبایل در هند و حتی در سراسر جهان است (برندهایی مثل Huawei و ZTE). این انگیزه‌ای برای تمام برندهای چینی است، حتی اگر اکثریت بزرگی از آن‌ها فقط به دنبال موفقیت در بازارهای داخلی چین باشند.

روابط عمومی جهانی، پلتفرم‌های دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی، انواع فعالیت‌هایی هستند که برندهای چینی به طور مداوم و در مقیاس جهانی درگیر آن هستند. برندهای چینی کمک‌هایی جهت توسعه و ایجاد برند دریافت می‌کنند. این بخشی از برنامه ۵-ساله چین است. دولت چین به خوبی می‌داند که صرف تولید آینده روشنی ندارد و از این برای حفظ رشد اقتصادی، شرکت‌ها را ترغیب به توسعه برندهای قدرتمند می‌کند. نمودار زیر موفقیت و پیشرفت برندهای داخلی Xiaomi، Huawei و Lenovo، در تصاحب بازار چین در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد.

شرکت‌ها با افزایش ارتباط برند با سلیقه مصرف‌کنندگان به تقویت برندشان می‌پردازند. آمار شرکت Labbrand از افزایش تقاضا برای موقعیت‌یابی برند توسط برندهای موجود خبر می‌دهد. حرکات تاکتیکی که پیش از این برای برخی محصولات نوآورانه انجام می‌شد، هم‌اکنون به عنوان استراتژی مرکزی برای توسعه تمام محصولات مورد توجه واقع شده‌اند. برای مثال در صنعت مد، می‌بینیم که کل کلکسیون‌ها از سلیقه و گرایش چینی‌ها تبعیت می‌کنند.

در همین زمان، وضعیت برای برندهای خارجی کاملاً تغییر کرده است. اکنون تعداد فزاینده‌ای از چینی‌ها ثروتمند هستند که می‌توانند محصولات وارداتی را خریداری کنند. برندهای مواد غذایی بسته‌بندی شده به طور فزاینده‌ای آماده انطباق محصولات خود با بازار چین هستند و بسته‌بندی کاملاً ترجمه شده برای چینی‌ها به جای چسباندن برچسب، در نظر می‌گیرند. این تغییر تنها چند سال است که آغاز شده است.

فضای رسانه‌های دیجیتال تحت سلطه برندهای محلی قرار داشت، امّا در این دوره، شاهد موفقیت چند بازیگر بین‌المللی در این حوزه بودیم؛ از جمله LinkedIn که در چین تحت عنوان 领英که توسط کمپانی Labbrand پیشنهاد شده، فعالیت می‌کند. برندهای دیجیتال چینی مانند Tencent محصولات و خدمات نوآورانه و معتبر در سطح جهان ارائه می‌دهند؛ Wechat به سرعت در حال رشد و تبدیل شدن به یک ابزار ضروری برای تعامل با حوزه موبایل است.

در بخش آخر مقاله وضعیت صنعت برندسازی در چین، به بررسی رشد برندینگ در سال‌های اخیر در چین می‌پردازیم؛

چگونگی ساخت پرسنال برند یا برند شخصی

برای ساخت پرسنال برند به بیش از آنکه فقط خودتان باشید، احتیاج دارید!

انتخاب مخاطب و ایجاد ارتباط
شما نمیتوانید تمام سلایق را بدست آورید پس سعی کنید بجای ایجاد یک شبکه بزرگ به ساخت گروهی از کسانی اقدام کنید که بتوانید با آنها ارتباط برقرار کنید.
داشتن یک گروه ۱۰۰ نقره بیشتر از مجموعه‌ایی از افراد غیرهمسو هستند.
برای مثال اگر شما مستر تیستر باشید، گروه مخاطبین شما رستوران گردها و عاشقان غذا هستند.

انتخاب یک کانال ولی متمرکز
بجای فعالیت در چندین کاتال بصورت نیمه متمرکز، یک کانال را انتخاب کنید و به تولید محتوا بپردازید. بدین ترتیب با توجه به خصوصیات آن کانال شروع به تولید محتوایی نمایید که مورد نیاز مخاطبان شما باشد.
در این نمونه بهترین کانال برای ارتباط در ایران شبکه اینستاگرام است

اعتماد به نفس
یکی از خصوصیت‌های ضروری در شخصیت شما برای ساخت برندتتان، تقویت و رشد اعتماد به نفس شما می‌باشد.
رشد شخصیتی شما با کمک و تقویت اعتماد به نفس بسیار سریعتر صورت می‌پذیرد.
امیرتتلو نه تنها یک خواننده شش دانگ نیست، بلکه شاید در نظر بسیاری از مردم شخصیت مثبت به حساب نمی‌آید. ولی ایشان با به چالش‌کشیدن خود در موضوعاتی مانند عضویت در تیم فوتبال، یادگیری ورزش پارکور و … نه تنها به تقویت اعتماد به نفس خود کمک کرده است، بلکه توانسته در برخی از زوایا نظر دیگران بصورت مثبت به خود جلب کند.

ابرانسان نباشید
اگر شما تنها خودتان باشید و یک چهره حرفه‌ایی از خودتان به نمایش بگذارید به تدریج در حضور مخاطبین خسته کننده به نظر می‌آیید.
شما یک آدم اتو کشیده نیستید و روی دیگر شما نیز می‌تواند یک آدم شوخ طبع باشد. پس حتی مواردی را با مخاطبین خود به اشتراک بگذارید که آنها با جنبه‌های دیگری از شخصیت شما نیز آشنا شوند.

مثلا بهرام داران ویدئویی هایی از خود منتشر می‌کند که از وقت گذرانی با دوستان سینمایی خود است و شاید آن پرزتیج یک ستاره سینمایی در آن کمتر دیده میشود و یا در پست‌های جواد رضوبان کمتر از آن طنازی و شوخ طبعی دیده می‌شود.

محتوای کاربردی تولید کنید
علاوه بر تولید محتوای مرتبط با امور شخصی خودتان، سعی کنید عادت‌ها و موضوعاتی که مخاطبین شما به انها می‌پردازند را بیابید و با ایجاد محتواهایی مربوط به آن موضوعات به حل مسائل و نیازهای آنها بپردازید.
personal-brand-2
پاسخگو باشید
در برابر مخاطبین خود پاسخگو باشید و به گروه‌های مناسب با پرسنال برند یا برند شخصی خود بپیوندید. سعی نکنید یک ایده منقرد در دنیای مجازی باشید.

محتواهای گروهی تولید کنید
انتشار مصاحبه، تولید محتوا با همکاری دیگران و حتی موارد اسپانسری را جزیی از برنامه‌های برند شخصی خود قرار دهید.

تیم مشترک درست کنید
با همراه شدن با افرادی که همراستا با شما هستید شریک شوید و محتواهای مشترک تولید کنید و او را تگ TAG کنید و اقدام به ایجاد اخبار شبکه‌ای و BUZZ کنید.

نفوذ داستان‌سرایی
شاید فکر کنید داستان‌سرایی زیاد معمول نباشد و دیگر کارایی ندارد. ولی این را بدانید که ۵۰% افراد نمی‌دانند که داستانسرایی چه تاثیر بسزایی در ساخت برند شما دارد. پس با عنوان داستان‌هایی از خود به پیشبرد اهداف پرسنال برند (Personal brand) خود کمک کنید.

موارد فوق از مهمترین عوامل در ساخت برند شخصی می‌باشد ولی به این نکته دقت کنید مثال‌های عنوان شده به هیچ وجه درستی روند پرسنال برندینگ آنها را تصدیق نمی‌کند و تنها نکاتی مصداق با نکات مطرح شده است.

هنر داستان‌سرایی برای برند و ۳۹ داستان از برندها که نمی‌دانید!

یکی از استراتژی‌های برندینگ در حوزه تولید محتوا، داستان‌سرایی برای برند است. همانطور که می‌دانیم اصولی‌ترین راه ایجاد اطمینان در مشتری توانایی برانگیختن احساس مخاطب است. یعنی برای موفقیت در تبدیل یک مشتری بالقوه به بالفعل، احساساتی کردن مخاطب مهمترین گزینه است و مصداق جمله قدیمی زیر است:

” مشتریان احساسی خرید می‌کنند و منطقی توجیح می‌کنند “
لذا شما برای رسیدن به این مقصود باید داستان‌سرایی معقول و جذاب داشته باشید، برای تولید محتوا سوالات زیر را پاسخ دهید!
ما چه کسی هستیم و چه چیزی ما را تعریف می کند؟
ما از کجا آمده ایم و به کجا می رویم؟
پیامدهای داستان ما چیست؟
به چه چیزی اعتقاد داریم؟
مخاطبین ما چه کسانی هستند؟
هنگامی که شما به این موارد در داستان خود پاسخ دادید، می توانید جایگاه برند خود را در تعیین کنید.

در قدم دوم داستان را جذاب کنید تا مخاطب ترغیب شود داستان برند شما دنبال کند و بتواند در میان مبازرات و تعارض‌های پیشروی برند همزادپنداری کند و خود را هم رکاب قهرمان داستان ( برند ) در مبارزات ببیند و برای این‌کار نیاز دارید به سوالات زیر پاسخ دهید:

چه داستان هایی درباره ما در میان مشتریان دهان به دهان می‌شود (حتی ممکن است خیال‌پردازی مخاطب باشد) ؟
x چگونه می‌توانیم از داستان‌هایمان، یاد بگیریم؟
x چرا این تصور را ایجاد کرده‌اند؟
x ما چه می خواهیم در مورد مخاطبین انجام دهیم؟
x چگونه داستان هایی را که مردم در مورد ما می گویند تغییر دهیم؟
x در پایان باید داستان‌سرایی برای برند آن‌را از رقبا متمایز کند و هیچ‌گونه ابهامی در آن نباشد. داستانی که هیچ وجه تمایزی در بین رقبا ایجاد نکند گویا هیچ موفقیتی کسب نکرده است.

در زیر ۳۹ داستان از برندها را که ممکن تا حالا نمی‌دانستید را عنوان می‌کنیم:
۱- طراحی میزگرد در استارباکس، از ایجاد حس تنهایی در مشتریان کاسته است.
۲- نام برند نوشابه پپسی از آنزیم گوارشی پپسین گرفته شده است
۳- مک‌دونالدز در ابتدا هات‌داگ میفروخته و نه همبرگر
۴- در هر ثانیه بیش از ۸۰۰۰ لیوان کوکاکولا نوشیده می‌شود
۵- پنیر خامه‌ایی فیلادلفیایی اولین بار در نیویورک ساخته شده است.
۶- اسپم از مخفف ژامبون گوشت خوک گرفته شده است
۷- سوخاری KFC اصلT تحت فشار در اجاق پخته می‌شود
۸- ملکه انگلیس در کاخ باکینگهام یک رستوران مک‌دونالدز دارد
۹- برند ben & jerry’s در اصل میخواسته شیرینی تولید کنه و تبدیل به برند بستی شده است
۱۰- یک لیوان آبجوی گینس حدود ۱۲۰ ثانیه طول می‌کشد که در حالت ۴۵ درجه خالی شود
۱۱- لوگوی آبجوی کرلسبرگ سمبل ساستیکا بود که در زمان نازی ها از بین رفته بود
۱۲- در هر ۲٫۵ ثانیه یک بسته نوتلا فروحته می‌شود
۱۳- صفحه نمایش رتینای اپل توسط سامسونگ تولید می‌شود
۱۴- با این آدرس هم می‌شود به صفحه مارک زاگربرگ رفت facebook.com/4
۱۵- در اصل گوگل به backrub معروف بوده است.
۱۶- به علت کورنگی مارک زاگربرگ فیسبوک آبی است
۱۷- ای بی انتخاب بعدی اکوبی بوده است
۱۸- فلش در لوگوی آمازون نشانده تنوع محصولات از A تا Z است
۱۹- تمام آگهی‌های آیفون در ساعت ۹:۴۱ صبح نمایش می‌شود، زمانی که استیوجابز آنرا در سال ۲۰۰۷ معرفی کرد
۲۰- گوگل کردن در سال ۲۰۰۶ بعنوان فعل در دیکشنری اضافه شد
۲۱- نوکیا در اصل کارخانه چوب در نوکیای فنلاند بوده است
۲۲- پرنده توییتر به لری معروف است
۲۳- نام آمازون در اصل Cadabra بوده است
۲۴- اولین محصول سونی پلوپز برقی بوده است
۲۵- تجارت اولیه برند سامسونگ، ماهی و محصولات سبری بوده است.
۲۶- رکورد گرانترین شلوار جین با قیمت ۳۱۳۴ دلار متعلق به برند گوچی هست
۲۷- مایکل کورس اولین لباس را در سن ۵ سالگی برای مادرش طراحی کرد
۲۸- نایک از نام خدایان پیروزی یونان باستان است
۲۹- برند پوشاک Foreve 21 قبلا Fashion 21 بوده است
۳۰- شرکت فولکس واگن صاحب برندهای بنتلی، لامبورگینی، دوکاتی، پورشه آئودی و چند برند دیگر است
۳۱- شرکت بی ام دابلیو بعد از شکست آلمان در جنگ جهانی اول از یک کارخانه هواپیماسازی به خودروسازی تبدیل شد
۳۲- بیش از ۷۵% از خودروهای تولیدی رولزرویس همچنان در خیابان تردد دارند و مورد استفاده قرار می‌گیرند
۳۳- برند لامبورگینی در اصل خودروهای کشاورزی تولید می‌کرده است
۳۴- بازی روبیک پرفروشترین محصول در صنعت اسباب بازی است
۳۵- کارتون Toy Story به تهیه‌کنندگی و تولید استیو جابز بوده است
۳۶- برند باربی از نام Barbara Millicent Roberts آمده است
۳۷- سرزمین والت دیزنی در اورلاندو تقریبا اندازه سان فرانسیسکو و یا دو برابر منهتن هست
۳۸- صاحب FedEx برای حفظ شرکت آخرین ۵۰۰۰ دلار سرمایه شرکت را در کازینو به ۳۲۰۰۰ دلار تبدیل کرد
۳۹- از هر ده نفر در اروپا، تخت یک نفر در زمان تولد برند آکیا بوده است

 

لوگو های مشهور قرن بیستم با هم در یک فیلم!

یک طراح گرافیک با نام یون سیک هونگ به خلق یک انمیشن دست زده‌است که روایتی از ۱۴ لوگوی مشهور قرن بیستم (که البته یک انتخاب شخصی است) را در هم تنیده است.

انیمیشن کوتاه و جذاب که با یک سناریوی جالب تمامی لوگو ها را با هم مرتبط می‌کند و یا بهتر است بگویم از یکی دیگری را خلق می‌کند.

حال نگاهی بیاندازیم به طرح اولیه و سناریوی دستی پیاده‌سازی شده:
fourteenlogosbottom

 

 

مراحل ساخت و طراحی هویت برند

یکی از افتخارات هر گرافیستی انجام طراحی یک نشان تجاری است که در زمانی که برای عموم رونمایی می‌شود یک تجربه تمام عیار را به ارمغان می آورد.
اما در اکثر مواقع تنها طراحی یک نشان یا لوگو کفایت نمی‌کند، زیرا یک سازمان با تمام لایه‌های مدیریتی و سیاستی خود علاوه بر یک نشان نیاز به یک نام تجاری با شخصیت، هویت و دربرگیرنده اهداف سازمان دارند.
در اولین بخش از این مقاله به رابطه بین نام تجاری، هویت و نشان تجاری (آرم) می‌پردازیم.نام تجاری، هویت تجاری و آرم (Brand vs. Identity vs. Logo)

نام تجاری به درک بصری و بازخورد احساسی و هیجانی از محصولات و خدمات سازمان وابستگی دارد؛ همچنین به نوع محاورۀ مشتریان با یکدیگر دربارۀ شرکت و چگونگی نقل قول و انتشار آن نیز وابسته است.
یک نام تجاری مجموعه‌ای از انتظارات، خاطرات ، داستان‌ها و روابط است که به اتفاق یکدیگر ، منجر به تصمیم مصرف‌کننده برای انتخاب یک محصول یا خدمات می‌شود.
هویت یک حالت منسجم از کلیه عوامل بصری (و البته احساسی) است که عبارتند از : بسته بندی، پیام ها، پروژه‌های دیجیتال، رایحه، رنگ و غیره.
لوگو در مرکز این دیدگاه بصری قرار دارد بطوری که مشتریان بتوانند به وجه تمایز بین محصولات یک برند تجاری را شناسایی کنند، به اشتراک بگذارند و همچنین آن برند را به خاطر بسپارند.معمولاً آرم یا لوگو به صورت یک نشان(ساین) یا تایپوگرافی(لوگوتایپ) و یا متشکل از هر دو(لوگو) طراحی می‌شود،در تصویر زیر می‌توانید اصول پنجگانۀ طراحی لوگو را ببینید:
logo-design

و حال بپردازیم به فازهای عملیاتی برای طراحی هویت برند:

فاز اول : ( پژوهش، شخصیت برند و آغاز طراحی – Research, Vision & Design Brief )

phase1
مهمترین بخش مربوط به عمق تحقیقات بازاریابی و اندازه شرکت می‌شود که هدایت کننده و ستون اصلی ادامه روند پروژه است که در ذیل به سوالات بنیادی جهت کشف روش‌های کمی و کیفی آن می‌پردازیم:
– درک مخاطبین از محصولات و خدمات شما در مقابل رقبا در بازار ؟
– موقعیت نام تجاری شما چیست؟ جواب‌هایی برای سوالاتی مانند: چه چیز، چگونه، برای چه کسی، کجا، چرا و چه زمانی؟
– مخاطبان شما چه کسانی هستند؟ محصولات و خدمات شما، کجا با مشتری ارتباط بر قرار می‌کنند؟ و این ایجاد ارتباط کجا و چگونه به کمک شما می‌آید که مشتری به شما فکر کند و یا محصول شما را انتخاب کند؟
– محصول شما و مواد تشکیل دهنده و فرایند ساخت آن چیست؟
– ارزش، سود و رسالت محصول شما چیست؟
– چشم‌انداز برند شما چیست؟
– و همچنین موضوعات مرتبط با هویت برند می‌تواند مواردی از این قبیل باشد: آگاهی از بازار ، ارزش مصرف‌کننده، درک نام تجاری در مقابل رفتار مصرف کننده و همچنین تغییرات همیشگی تمایلات مربوط به ارتباطات نام تجاری و مصرف کننده.

 

فاز دوم : ( لوگو، هویت، و راهنما – Logo, Identity, & Guidelines )

 

phase2

 

پس از فاز تحقیقاتی اول و تهیه یک تعریف مختصر درباره طراحی، نوبت به شروع طراحی لوگو و هویت سازی است:

– آرم یا لوگو

example-itv
طبق روال معمول اولین قدم در طراحی آرم با اتود زدن‌های دستی بر روی کاغذ است که این طرح‌ها شاید ۱۰۰ ها بار تکرار شود تا جهت تائید نهایی و اجرای دیجیتال آماده شود.

– ساختار و روش هویت سازی

identitysystem-1-handsomecoffee
معمولاً ساختار و روش هویت سازی پس از پایان کار طراحی آرم آغاز می‌شود.
هویت سازی مانند یک زبان بصری در لوگو نمایان می‌شود و بهترین نوع طراحی به گونه‌ایی باید باشد که علاوه بر داشتن ساختاری ثابت پویایی لازم را داشته باشد.

خط‌مشی یک لوگو شامل شکل، فونت، رنگ و طرح‌بندی آن می‌شود که باعث می‌شود لوگو شخصیت پیدا کند.

brandguidelines-bestbuy
ساختار هویت برند به‌گونه‌ای تنظیم می‌شود که حتی محل استفاده و اندازه لوگو در جاهای مختلف، فونت و رسم‌الخط بکار رفته در بسته بندی و هرجای دیگر در آن لحاظ شده باشد.
بهتر است راهنمای استفاده از برند (کتابچۀ برند) را در اختیار افرادی قرار دهید که می‌خواهند لوگو را استفاده یا منتشر کنند (چاپخانه، شرکت‌های پیمان‌کار و …)

 

فاز سوم : ( نظارت و به‌روز نگه‌داشتن نام تجاری – Monitoring & Rebranding )
rebrand-examples
در آخر بعد از تولد هویت نام تجاری و معرفی آن، می بایستی آنرا مانند موجودی که زنده است و نفس می‌کشد و چه تقابلی با مشتریان دارد زیر نظر داشت.
در نهایت با صرف‌نظر از زمان در صورتی که بازار هدف شما تغییر کرد و یا محصولات شما دستخوش تغییر شدند زمان آن رسیده است که شما هویت تجاری‌تان را عوض کنید و اصلی ترین دغدغه شما باید این باشد که با حفظ نزدیکی و همسانی، علامت تجاری جدید را خلق کنید که مشتری آنرا به یاد بیاورد.

چند نمونه از راهنمای هویت برند مربوط به شرکت‌های مختلف را ببینید:
کتابچه برند شرکت اپل
کتابچه برند شرکت والمارت
کتابچه برند شرکت مایکروسافت